پوسیدگیهای ثانویه و ضایعات لبهای
پوسیدگیهای ثانویه
با پوسیدگیهای ثانویهٔ ایجاد شده در حواشی ترمیمهای قبلی باید همانند یک ضایعهٔ مجزا برخورد کرد. همانند بیماری که یک پوسیدگی اولیه را نشان میدهد، ابتدا از روشهای پیشگیری و سپس در صورتی که سطح ضایعه تخریب و حفره ایجاد شده باشد باید آن را ترمیم کرد. در صورت امکان، تراش ضایعه باید محدود به خود پوسیدگی بوده و به ترمیم قبلی نباید دست زد، مگر اینکه دسترسی به ضایعه و برداشتن کامل پوسیدگی امکان پذیر نباشد. ضایعات جدید در حاشیهٔ ترمیم های قبلی نشان دهندهٔ این است که:
●بیمار روشهای پیشگیری و دستورات دندانپزشک را جدی نگرفته است.
●مصرف کربوهیدرات های قابل تخمیر در بیمار بالا رفته است (به عبارتی رژیم غذایی بیمار قدرت پوسیدگیزایی بالایی دارد و کریوژن (Cariogenic)است.)
بهتر است پیش از اقدام به درمان های نهایی، مسائل مطرح شده درفوق مد نظر قرار گیرد.
ضایعات لبهای
بسیاری از ضایعات لبه ای را نباید با پوسیدگی ثانویه اشتباه گرفت، چون می توان به راحتی آنها را با روشهای پرداخت و پالیش برطرف نمود. لب پریدگیهای کوچک سطح اکلوزال دندان های خلفی را باید تحت نظر داشت و فقط در صورتی که گیر مواد غذایی و پلاک باکتریایی وجود داشت اقدام به ترمیم یا تعمیر آن نمود. چنین ضایعاتی در دندانهای قدامی به علت رنگ پذیری بیشتر میتوانند مشکلزا باشند. پرداخت و پالیش چنین ضایعاتی به همراه جلا دادن سطحی آنها میتواند درغالب موارد چنین مشکلاتی را برطرف نماید، ولی گاهی اوقات نیز موفقیت آمیز نیستند.

ترمیم کلاس Vقدیمی همراه با پوسیدگی ثانویه.
ضایعات لبهای ترمیمهای مستقیم ممکن است به علل زیر به وجود آیند:
●تراش نامناسب لبههای ترمیم، مانند بول دادن لبه های اُکلوزالی در ترمیمهای کامپازیت خلفی و عدم ایجاد زاویهٔ۱۰۰-۹۰درجه در لبهٔ خارجی حفرات آمالگام، که در این صورت یا آمالگام نازک شده و لب پر میشود و یا منشورهای مینایی بدون پشتیبان بوده و تحت فشارهای جویدن دچار شکست میشوند.
●شکست لبههای بیرون زدهٔ مادهٔ ترمیمی در لبههای حفره، مخصوصاً اگر در سطح اُکلوزال و نقاط تماس با دندان مقابل باشد.
●عدم انطباق مناسب مادهٔ ترمیمی با دیوارههای حفره.




